محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6546
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خانهء خبيث رسانيد كه آنجا در كشتى توقف كردند و زنگيان بدانستند كه ريحان و ياران وى مشمول امان شدهاند و احسان ديدهاند ، هماندم جمعى از ياران به جاى ماندهء ريحان و ديگران امان خواستند و همانند ياران خويش نيكى و احسان ديدند . امان يافتن ريحان ، از پس نبرد روز چهارشنبه بود ، به روز يكشنبه يك روز مانده از ذى حجه سال دويست و شصت و هفتم . در اين سال احمد بن عبد الله خجستانى روان شد و مىگفت آهنگ عراق دارد . وقتى به سمنان رسيد مردم رى از وى حصارى شدند و شهر خويش را استوار كردند . پس از آن خجستانى به خراسان بازگشت . در اين سال مردم بسيار از راه مكه بازگشتند و اين از بدأة بود به سبب شدت گرما . جمع بسيارى نيز برفتند ، از آنها كه برفتند بسيار كس از شدت گرما بمردند ، بسيارى نيز از تشنگى ، و اين همه در بدأة بود . و هم در اين سال عاملى از آن احمد بن طولون با سواران وى و نيز عاملى از آن عمرو بن ليث با سواران وى در مراسم حج فراهم آمدند و با همديگر دربارهء اينكه علم خويش را در مسجد ابراهيم خليل الرحمان بر سمت راست منبر بكوبند نزاع كردند . هر كدام دعوى داشتند كه ولايت از آن يار اوست . ( 600 شمشيرها كشيده شد و بيشتر مردم از مسجد برون شدند . وابستگان هارون بن محمد كه از زنگيان بودند ، يار عمرو بن ليث را كمك كردند و او به جايى كه مىخواست ايستاد . هارون كه عامل مكه بود خطبه را كوتاه كرد و مردم به سلامت ماندند . در آن وقت ابو مغيرهء مخزومى با گروهى اندك به كار حراست بود . و هم در اين سال طباع از سامرا تبعيد شد . و هم در اين سال خجستانى براى خويشتن دينار و درم سكه زد ، وزن دينار ده دانگ بود و وزن درهم هشت دانگ و نقش آن چنين بود : « الملك و القدرة لله و الحول و القوة بالله لا إله الا الله ، محمد رسول الله » و بر سوى